خرید بک لینک

آه ، باران

ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد - 

اين گيسو پريشان كرده 

بيد وحشي باران .

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

شهر سوگواران .



هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش 

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

رنگ اين شب هاي وحشت را 

تواند شست آيا از دل ياران ؟


چشم ها و چشمه ها خشك اند .

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

همچنان كه نام ها در ننگ !


هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

آه ، باران ، 

اي اميد جان بيداران !

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -

آيا ، چيره خواهي شد ؟

برچسب: نویسنده: bahare تاريخ: شنبه 27 آبان 1391 ساعت: 15:03

صفحه بندی